تبلیغات
سطلیات - روش حل مسئله(3)

امروز:

روش حل مسئله(3)


چند لحظه غیر سیاسی شوید. این برهان از براهین متعدد آقای «ع.ی» در دفاع از ولایت فقیه است. کسی که این روزها به عنوان رهبر فکری و ایدئولوژیک جریان موسوم به «انحرافی» مشهور شده است:

«این موضوع که ما همه چیز را قائم به ولی فقیه بدانیم و حتی ولی فقیه را نیز قائم به امام بدانیم، نه قائم به قرآن و حدیث، نه قائم به استنباطات از قران و حدیث، اینکه ما چگونه به ولی فقیه دسترسی پیدا کنیم، چگونه متوجه شویم که ولی فقیه این چیزها را دارد، این موضوع سختی است و هول و هراس هم در ما ایجاد می کند. ولی بدایند که هول و هراس ناشی از این تفکر سازنده است و انسان را وصلتر می کند.

 ولی فقیه همانطور که انتخابش بوسیله امام(ع) می باشد، استمرارش هم باید بوسیله امام(ع) باشد و پیوسته باید جریان داشته باشد. اگر روزی ولی فقیه از امام زمان انتفاع نبرد یعنی امام زمان جیره اش را قطع کرده اند. می گوییم:  برای چه جیره اش را قطع کرده اند، یعنی آیا دیگر ایشان را به ولایت قبول ندارند؟

شاید بگویید: ولایت فقیه به ین صورت خیلی سخت می شود. عرض می کنم: بله، باید سخت باشد تا دیگر هیچ فقیهی جرات نکند بگوید: چرا ایشان- مقام معظم رهبری- ولی باشد. یک سال ایشان ولی باشد، یک سال فلانی، یک سال فلانی و یک سال هم نوبت خودم می شود. کما اینکه در سالهای قبل این موضوع پیش آمد. اگر ما بگوییم که ولی فقیه منصوب از جانب امام زمان است جالب می شود. زیرا در این صورت میتوانیم به فقیهی که میل دارد ولایت داشته باشد، بگوییم: خب آقای فقیه! شما می خواهید ولی باشید؟ اشکال ندارد. شما هم پیش امام زمان بروید و از امام طلب کنید، یک وقت دیدید که امام(ع) این منصب را از رهبر معظم انقلاب گرفتند و به شما دادند. امام که بخیل نیستند.»



اگر بندهای بعدی و نتیجه های بعدی که ایشان از برهان خود گرفته اند را برایتان بگذارم، همه از این 3 بند بالا غافل خواهید شد و زبان نقدتان به بعدی ها باز خواهد شد. ولی آن وقت فرق ما با کسانی که فقط از هر مسئله ای شعاری تری قسمتش را دوست دارند چه خواهد بود؟ این سه بندی که در بالا آمده است مادر همه آن اشتباهات است، مچ طرف باید اینجا گرفته شود، اصلا فراموش کنید که اصل مطلب 300 صفحه است! این 3 بند چه ایراداتی دارند؟

 من 3 سال است که چند هزار صفحه مطلب از این آقا دارم. همیشه هم او و اندیشه اش برایم یک مسئله مهم و خوف ناک بوده است که واقعا ما با این وضعیت سیاست زدگی قرار است کی و چطور به این آدم مبتلا شویم و آنگاه آیا به سلامت و به قول آقا در 14خرداد، با ردای تقوا از این میدان بیرون خواهیم آمد؟

ما نیازمند عبور از این اندیشه چند لایه و پیچیده اما خطرناک هستیم. من مطمئن نیستم که رئیس جمهور و اطرافیانش دقیقا با این آقا ارتباط داشته باشند چون هنوز اخبار به درد بخوری پیدا نکرده ام. شاید داشته باشند و شاید هم نداشته باشند، این مهم نیست! مهم این است که امروز به بی لطف عصر هیزی خبری، این فرد با کلی فایل متنی و صوتی و تصویری در عصر مجازی ظرف 2 ماه به مردم معرفی شده است. خبر دارم که قرار است چند روز آینده تازه یک جزوه ای از اهم تفکرات این اقا استخراج شود و در اختیار علما و بزرگان قرار بگیرد. ساده نباشید. قطعا آن جزوه را هم به سبک بردیه جرائد در خواهند آورد و کسی 3 بند بالا را در اختیار علما اصلا نخواهد گذاشت. سینه ام مالآمال گله از کسانی است که جای همه چیز را افکار«عمومی» میدانند و مراجعه به افکار «تخصصی» اصلا برایشان هیجان انگیز(!) نیست. بماند...

اما «ع.ی» آمده است تا عصر شبهه های اینچنین آغاز شود. شبهه هایی بسیار جذاب که مخصوص بچه های خیلی معتقد و خیلی حزب الله است. به کمتر از نماز شب خوان حزب اللهی اصلا کاری ندارد.

بیایید حداقل در همین دو سه بند کاری که باید انجام بدهیم را امتحان کنیم. ما که نه سر پیازیم و نه ته پیاز و کسی کاری به حرفهای ما ندارد، زندگی در این عصر پر فتنه نیاز به تمرین دارد.

یکبار امتحان کنید:

1- بدون ملا نقطی گری و با یک نگاه کلی این برهان را نقد کنید.

2- لطفا مراقب باشید که بخاطر اینکه از قبل می دانید این برهان غلط است، الکی به در و دیوار تیراندازی نکنید و مسلمات اعتقادی شیعه که اصلی ترین مفردات این چند بند است را اشتباهی نقد نکنید، که آن وقت معلوم می شود که...  وا ویلا...!

3- سعی کنید بدون انکار نقاط قوت این برهان که کم هم نیستند، آنها را کشف کنید و راهی برای بدیل سازی برای آنها پیدا کنید، تا ما هم بتوانیم برهانهای جذاب و اما صادق برای ولایت فقیه ارائه بدهیم که واقعا نفس شبهه اندازمان را ساکت کند.

4- مراقبل «اعدلوا» که آقا فرمودند باشید. اهل سیاست چیزی از عدالت سر در نمی آورند. خودمان باید آستین بالا بزنیم و تکلیف این «اعدلوا» را مشخص کنیم. آخر نقد باید نقدی از سر تقوا ارائه شده باشد. نشود که آخر به جای نقد، حریف را لجن مال کرده باشیم و یا از آن طرف بخاطر حفظ عدالت، آنقدر از طرف مقابل تعریف کرده باشیم که توی دل دوستان خودمان از هیبت رقیب خالی شده باشد!!!

اگر مرد راهیم بسم الله و الا غلاف کنیم تا خدا قوم خودش را صدا کند. سد راه حق نشویم.


نوشته شده در : 1390/03/18  توسط : .    نظرات() .

Where is the Achilles heel?
1396/06/25 04:53 ق.ظ
This paragraph is in fact a nice one it assists new the web users,
who are wishing in favor of blogging.
BHW
1396/01/30 05:37 ق.ظ
I have been browsing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my view, if all website owners and bloggers made good
content as you did, the net will be a lot more useful than ever before.
محب
1390/08/29 06:46 ب.ظ
سلام دوست عزیز. برعکس نوشته تان جوابی که مرقوم فرمودید اصلا جالب و عاقلانه نبود. عناوینی چون الهیات کلامی و فلسفه تاریخ روی این مطالب گذاشتن به این معنی است که شما اصولا زیاد این سخنان و روح حاکم بر آن را درک نکرده اید. شما مطمئنید که الی الابد جدال ها تنها بر سر افکار و عقاید خواهد بود؟ همان سیری که به اصطلاح علم و فلسفه امروز طی کرده و مدام نظریه ای طرح شده و با به چالش کشیده شدن توسط سایر نظرات، جای خود را به نظریه ای دیگر سپرده؟ نه برادر من. ممکن است این ماجرا به جاهای دیگری برسد. برادرم، من ده سال است که منتظرم کسی (از میان اینهمه مخالف روشن ضمیر) بلند بشود و حرفهایی قوی تر و مستدل تر از این آقا به میدان بیاورد و او را به زمین بزند ولی هنوز چنین کسی پیدا نشده. مطمئن باشید آدمش را ندارند برای مناظره. اوایل یعنی همان ده سال پیش میخواستند با عدم مناظره هیچ بودن او را به رخ بکشند ولی حالا که کار به اینجا رسیده (که خودشان کشانده اند)، شاگرد آن آقا میفرماید "ما در حوزه بهاییت شناس و وهابیت شناس داریم که بیایند با مخالفین بحث کنند ولی یعقوبی شناس نداریم.اصلا مگر هرکس هر حرفی زد حوزه باید بیاید شاگرد تربیت کند برای جواب دادن به حرفهای او؟" خلاصه این استدلال آقایان است برای حل مساله. بله شما درست میگویید. شما هم هیچ نیازی نیست به چیزی که ممکن است مشکل فردا باشد امروز فکر کنید. ولی اگر به احتمال یک میلیونیوم حرفهایی که این آقا در مورد آینده میزند درست باشد، وای اگر از پس امروز بود فردایی....,
پاسخ : من برای ایشان جایگزین دارم. فکر آقای یعقوبی هم به علت شباهت به حرفهای ایشان 3 سال است که دنبال می کنم اما...
این اما ها را در آینده باید جواب داد. جامعه حرفهای نرسیده را نمیتواند به درستی هضم کند. و باعث رو دل می شود!
میشود به صورت 2 نفری و رو در رو این مطلب را دنبال کنیم. اما بصورت جمعی نه!
باز هم به این مسئله تکیه می کنم که ایشان مکتب الهیات کلامی دارند. مکتب فلسفه تاریخ هم دارند. این یعنی اینکه بنده ایشان را خیلی تحویل گرفتم. خواستم بگویم که نحوه ورود و خروج ایشان به بحث یک علم میسازد، برعکس برخی که می گویند تنها خطابه است. ایشان علمی دارند که صحیح و غلطش باید دانسته شود نه سخنرانی خوب یا بد.
مدل استدلال ایشان از منطق صوری استفاده نمی کند، اما منطق دارد.
جامعه ما اگر به آقای یعقوبی تعدیل شده از نظر نظر سیاسی و فلسفه تاریخی رو بیاورد (یعنی نقش روحانیت را در فلسفه تاریخ شیعی قبول کند اما کمی و کاستی هایش را بپذیرد، که البته به این سادگی ها نمیتوان این تندی ها را از آقای یعقوبی گرفت) خیلی هم بد نمی شود. خودش یک پیشرفت است. البته بعدا باید دوباره برای اصلاحات لازم پا به میدان گذاست. آن روز به نظر من یک آینده مطلوب برای گفتگوی عمومی از آقای یعقوبی است
محب
1390/08/25 11:56 ب.ظ
سلام دوست عزیز. باید اعتراف کنم که تا به امروز شما عاقل ترین مخالفی هستید که من دیده ام. منظورم مخالف مطالب آن چند هزار صفحه است. چون لااقل شما چیزی خوانده اید و مخالفت میکنید. بقیه که فقط طوطی وار حرف یکدیگر را تکرار میکنند و از خطر موهومی که دقیقا نمیدانند چیست یکدیگر را انذار میدهند. همچنین شما لااقل آنقدر عاقل بوده اید که این مطالب را جدی گرفته و آن را چیزی فراتر از حرفهای عادی این و آن دانسته اید که باید به طور ویژه به آن پرداخته شود. نمیدانم خوشحالتان میکند یا نه ولی به شما اطمینان میدهم این فرد هیچ ارتباطی با دولت و مشایی ندارد. فکر نکنید نویسنده این کامنت خودش یکجوری به یکی از این دو طرف وصل است، نه. اگر شما در علوم انسانی جامعه شناسی خوانده اید با هم هم رشته ایم و من دانشجوی ساده سابق این رشته ام.من هم اتفاقی توسط یکی از دوستان نزدیک به ده سال پیش با این مطالب آشنا شدم. ولی جنس حرفهای مشایی را متفاوت با این فرد میدانم و یقین میدانم دومی منشاء اولی نیست. ایمیل میگذارم اگر دوست داشتید بیشتر با هم حرف بزنیم.
پاسخ : من مطمئن نیستم که جناب مشایی هیچ ارتباطی با ایشان نداشته باشد. اما معتقدم اگر هم مرتبط باشد، هیچ اتفاق عجیبی رخ نداده است.
آقایان حاشا می کنند که مدعی می شوند که هر کدامشان برای خودشان از این صنم ها ندارند. دارند و خیلی هم دارند. نمونه اش قضیه آن اقایی که رمال معرفی کردند و بعد معلوم شد که صنم آقایان با ایشان بیشتر احمدی نژاد است.
من کم و بیش چند سالی است که الهیات کلامی و فلسفه تاریخ جناب یعقوبی آشنا هستم و از چند سال قبل آن را مطالعه می کردم. الان هم یک جزوه از ایشان روی میزم هست. این اندیشه مشکلهایی دارد اما عیان شدن ضعفها و قوتهای هر اندیشه ای زمانی دارد و تا روز آن نرسد، معلوم نخواهد شد که چه ضعفهایی دارد. حداقل جنگیدن بر سر این مشکلات، زودتر موعد یک عجله احمقانه است.
اندیشه ایشان به نظر من مشکلاتی دارد که برای اهلش قابل تشخیص است، اما چون در اندیشه ایشان، متدهای فلسفه های عملگرا بیشتر بروز دارد، لذا سطخی از مناظره با ایشان پس از آن ممکن خواهد بود که ایشان اندیشه اش را به میدان بیاورد و قوت و ضعف عملی آن نیز روش شنود. که این مسئله اگر چه آغاز شده است اما به این زودی ها به بار نخواهد نشست و خود را در آینده نشان خواهد داد. تا آن روز هم ضرورتی ندارد که ما راجع به چیزی که مشکل فردایمان هست به جنگ و گریز بپردازیم. به قول شاعر «چونکه فردا برسد، چاره فردا بکنند!»
قطره
1390/03/27 11:57 ق.ظ
در این روزهایی که عرصه ی افکار عمومی محل بحث های بزرگ ایدئولوژیک است که از رهگذرش نصیبی جز پوپولیزم نخواهیم داشت. تک نگاه های واقعی به مقوله ی انحراف عجیب دلگرم کننده است. هرچند که برای امثال من که 6 سال است در انتظارند، زمان بسیار کند می گذرد. خدا قوت.
پاسخ : جناب قطره، فکر می کنم چند نفر متمایز را با عنوان قطره در فضای مجازی می شناسم. میشه یک آدرسی از خودتان به جای بگذارید تا بدانم شما کدام قطره هستید؟
وا
1390/03/19 12:39 ق.ظ
از عکسایی که برای مطالبت میذاری خوشم میاد
از کجا پیدا می کنی این تصویرا رو شما؟
پاسخ : سرچ گوگل!
رضوا
1390/03/18 05:14 ب.ظ
مجید دلبندم سد نه صد.... (خط آخر)
پاسخ : حتما بایداینجوری بنویسید كه آبروی بچه مردم بره؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر