تبلیغات
سطلیات - طعم آشپزی

امروز:

طعم آشپزی

» نوع مطلب : اجتماعی ،





... چهل سال قبل در محلی كه ما زندگی می كردیم، برای پخت و پز، اجاق گاز، در كار نبود – نه گاز لوله كشی و نه کپسول گاز- چراغ نفتی هم برای پخت و پز، مصرف نمی شد؛ چراغ نفتی (بخاری علاء الدین) یك چیز خیلی لوكسی بود که کم بود؛ اگر هم کسی داشت در اتاق میهمانی میگذاشت. فقط هیزم و زغال و سرشاخه‌ درختها برای پخت و پز وجود داشت. پشت دیگها هم همیشه یک لایه قطور سیاهی وجود داشت.

آشپزخانه هم تعریفی نداشت جزء همین اجاقهای دود زدة غلیط كه بالای آن دودكشهایی به سمت پشت بام نصب شده بود. وجود دود در آشپزخانه طبیعی بود لذا هرگز برای روشنایی آشپزخانه از شیشه استفاده نمی شد. بلكه آجرها را یكی در میان و بصورت طاق نمای مشبك آجری که روزنه ها را تشکیل میداد میساختند. نور می آمد و دود می­رفت.

برای آدمهای آن دوره و زمانه آشپزخانه‌­هایی که تا زیر سقف كاشی است و اجاق گاز لوله کشی وجود دارد یک رفاه تمام عیار است و در نظر نسل من که آن دوره ها را درک کرده ایم  و به امروز رسیده ایم یک آشپزخانه کاشی کاری شده اما تمیز رفاه است؛ آشپزخانه ای که دیگر نه دیگ دودی می شود و نه اندازه آتش مثل اجاق هیزمی غیر قابل كنترل است. آشپزخانه ای که پیچ گاز را به هر اندازه ای كه بخواهیم میگردانیم و اندازه اشتعال آن را کنترل می کنیم.

ولی این رفاه دوم هم رفاه مادی جوامع عقب افتاده است! امروز و در مسیر «توسعه» این نوع رفاه کافی نیست. رفاه نسل بعد ما یک ابتهاج بالاتری است كه موضوع و ساختار آن ابتهاج تنها تمیزی و کنترل اندازه اجاق گاز نیست. رفاه در آشپزخانه های امروز در امثال آشپزخانة های «اُپن» است! در آشپزخانه های جدید زن میتواند حین طبخ با بیرون از آشپزخانه ارتباط داشته باشد و نوعی از آزادی را به خانم خانه داده است. نه تنها اصلاً خبری از آن دود نیست بلكه در حین كار، با میهمانها هم صحبت می کند و میگوید و میخندد؛ یعنی مجبور نیست که تنها طبخ کند و از بقیه منزل غافل شود.

ولی یادتان باشد لذت ارتباط برقرار کردن با میهمانها با لذت و ابتهاج از دیگ سمنو و ذكر گفتن و حاجت خواستن و گریه كردن دسته جمعی قدیم پای دیگ سمنو  و ارتباط معنوی برقرار کردن فرق دارد ها! این با «آش زین العابدین بیمار» پختن و گریه كردن و حاجت خواستن فرق دارد ها! این با آشی که یك نفر نخود آن را بیاورد و دیگری لوبیا آن را بیاورد و  شاداب بودن همه به این تعاون و مشارکت فرق دارد ها! این با دیگ هیئت و اینكه بگوییم اگر دود این آتش به چشم شما رفت و حضرت جبران می کند فرق دارد ها! ...

...............................

این متن را از کتاب «غربشناسی و غرب ستیزی» دکتر محمد مهدی بهداروند برداشتم و کمی در آن دخل و تصرف کردم. علی القاعده باید قسمتی از نقل قول ایشان از استاد فقیدشان سید منیرالدین حسینی الهاشمی باشد. پس با لهجه شیرازی بخوانید!



نوشته شده در : 1389/10/4  توسط : .    نظرات() .

آموزش آشپزی
1396/07/8 10:32 ب.ظ
خیلی خوب بود ممنون
مس فروش
1389/10/10 08:35 ب.ظ
یادش بخیر !!
سر کلاس بودیم استاد از آشپزخانه مدرن (اپن) گفت یکی از آقایون گفتن مگه چه اشکالی داره
استاد گفت خانوما توش راحت نیستن برای مسئله محرم و نامحرم آقا گفتن مگه چه عیبی داره
اصلا مسئله محرم و نامحرم براشون وجود نداشت ...
این زندگی مدرن هیچ چیزیش نمی ارزه هیچ چیزیش خوب نیست حتی راحتیش درد آوره
!
تعامل و ارتباط زندگی مون رفته و ...

کاش یه چند سالی زودتر به دنیا اومده بودم
منتظر(حرف حساب)
1389/10/9 12:25 ق.ظ
با سلام
با یه پست جدید به روزم یه چیزه جالب برا دانلود دارم اگه دوست داشتید تشریف بیارین نظرتون رو هم راجع به دانلوده بذارید باتشکر
شیخ معصومه
1389/10/8 10:53 ب.ظ
سلام.
دودش به چشم مان رفته... اما نه آن دودی که فرق داشت!

با مطلب
می خواهم زنده بمانم
به روزم

مضاعف باشید...
یا علی
مر
1389/10/6 10:38 ب.ظ
از این آقا چیزی مثل بدم می آید
پاسخ : ولی من از «مطلبی» که گذاشتم خوشم اومده بود که گذاشتم.
منتظر(حرف حساب)
1389/10/6 03:53 ب.ظ
راستی اگه دوست داشتید لینکم کنید
من که می خوام لینکتون کنم البته اگه اجازه بدید؟ می دید؟ منتظرم
پاسخ : چشم!
منتظر(حرف حساب)
1389/10/6 03:51 ب.ظ
با سلام
مثه اینکه حرف از تنوع و مدرنیته و... شد شما هم دکوراسیون وبتون رو تغییر دادید؟!
منظورم قالبشه، تا حالا فکر می کردم واس خاطر محرم قالب مشکی گذاشتید حالا فهمیدم زهی خیال باطل
این قالبتون دل بازه آدم دلش نمیگیره
پاسخ : قالب قبلی را برای محرم گذاشته بودم اما مشکل داشت از جهت فنی و مجبور شدم دوباره قالب اصلی را بگذارم
ان شا الله سیدالشهدا به خاطر این تذکر که به جا بود اجر شما را بدهد
بانو بدون او
1389/10/6 10:56 ق.ظ
سلام

کل متن رو که اول خوندم به جمله اولش فکر می کردم...چهل سال پیش...و هی تو ذهنم می گفتم که...به اخرش که رسیدم...رفتم و با آرامش ذهنی دوباره از اول خوندمش.

متن انگار دو تکه شده بود: 1. مدرنیتیه و تفاوت آشپزخانه های قدیمی و جدید
2. معایب آشپزخانه های اوپن
که به نظرم دومی مهمتره.
به آشپزی با اعتقاد...با ذکر...با دل اعتقاد دارم...امتحانش کرده ام. به نظرم هم خوشمزه نر است و هم تاثیر معنوی دارد.
پاسخ : بله دومی مهمتره!
اما از دومی مهمتر سومیه یعنی آن توجهی که ما به آن نیاز داریم و در آشپزخانه قدیمها بیشتر از آشپزخانه های جدید پیدا می شه.

بعد هم اگر ما چهل سال پیش را یادمون بیاد شما دیگه مطالب ما رو نمی خونید؟!
عطش شکن
1389/10/6 09:00 ق.ظ
متین
ولی خب در همین آشپزخانه های اپن هم بالای دیگ کم اشک شور نریخته ایم و دعا نخوانده ایم .
دل اگر دل باشد هیزم و دیگ و پیچ گاز و کاشی و مشبک و چه چه خیلی اثر ندارد در سوز و گدازش...
پاسخ : مقام چنین بحثی قاعدتا برنامه ریزی اجتماعی است. و در برنامه ریزی اجتماعی معمولا جوانب کار را جوری مطالعه می کنند که همه انسانها در یک سراشیبی جدید قرار بگیرند نه آنهایی که قوی هستند و بدون هیچی هم میتوانند قوت خودشان را حفظ کنند.
درست می گم؟
منتظر(حرف حساب)
1389/10/5 01:42 ق.ظ
با سلام
چرا این مطلب رو برای پستتون انتخاب کردید؟ دغدغده ذهنیتان از این نوشته چه بود؟
چرا احساس کردید باید این نوشته رو بنویسید؟
البته با عرض پوزش فراوان که همیشه این قدر سوال می کنم
منتظر جواب در وبم هستم
پاسخ : نگاه گوینده این متن نگاه متینی است. و برای برنامه ریزی اجتماعی هم قابل تامل است.
من هم از آن پاراگراف آخر خیلی خوشم آمد و برای همان هم مطلب را آوردم. نگاه، نگاه پخته ای است به پخت و پز!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر