تبلیغات
سطلیات - این روزها دوستم...!

امروز:

این روزها دوستم...!

» نوع مطلب : دلنوشته ،



ماه رمضان امسال ده روز با یک قران و مفاتیح در یک روستای جنگلی تنها مانده بودم. جای همه خالی، رفقای جدید پیدا کردم.

اما دریغ...! گفته بودند که در آخرالزمان دوستم مهجور می شود اما باور اتفاقات این روزها، آن هم بعد از اینکه دوباره با من رفیق شده بود را نداشتم!


--------------------
من کجا و او کجا؛ وقتی به سر روی نیزه نگاه کرد و گفت: از همه چیز خبر داشتم و برایش آماده شده بودم برادر! اما نگفته بودند که باید سرت را هم بر روی نیزه ها ببینم!
بعدش را هم که میدانید؟ رد پای ناقه خونی شد!


نوشته شده در : 1389/06/24  توسط : .    نظرات() .

Can Pilates make you look taller?
1396/06/23 01:42 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, except before end I am reading this wonderful article to improve my know-how.
BHW
1396/01/25 02:30 ب.ظ
Thanks to my father who told me on the topic of this web site, this weblog is genuinely
remarkable.
قطره از دریا
1389/06/28 10:27 ق.ظ
اگرچه پر است از خجالت دوستی ناتوان از یاری به دوستش جوابتان. اما یک حس بدی از تداعی پاسخ بنی اسرائیل: تو و خدات برید شهرو آزاد کنید تا ما بیایم عبادت کنیم... ذهنمو پر کرده. کاری از دست ما بر نمی آید؟ نه برای قرآن. برای خودمان. برای خود بدبختمان که بدون قرآن ول معطلیم و سالهاست ول معطلیم ...
قطره از دریا
1389/06/27 02:43 ق.ظ
این روزها، دوستِتان...
پاسخ : کاش بعدا که از غربت در می آمد باهام دوست می شد. نه الان که از خجالت آب شوم...
ساقیانه
1389/06/24 09:11 ب.ظ
من جای شما بودم اصلا برنمی گشتم .تا
آخر عمر تو همون جنگله زندگی می کردم
پاسخ : من خودم هنوز خمارم شما دیگه دس رو دلم نزارید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر