تبلیغات
سطلیات - دوست بودن یا نبودن؛ مسئله این است!

امروز:

دوست بودن یا نبودن؛ مسئله این است!

» نوع مطلب : اجتماعی ،

یک جامعه با حداکثر «همدلی» و «همفکری» و «همکاری» بین افراد یک گروه یا سازمان و یا یک تجمع انسانی شکل می گیرد. اما دانشمندان میزان این «هم دلی/فکری/کاری» لازم برای مراحل بقاء و استمرار و بهینه و توسعه یک جامعه را به همان میزان حداکثری اولیه ضروری نمی­دانند. برای بعضی کارها مقدار کم آن را هم کافی می دانند و برای برخی دیگر، زیادش را هم ناکافی. به قول مهندس غرضی، برای انجام رساندن بعضی تصمیم­های مهم، از جامعه ای که 50 میلیون رای دهنده دارد، تنها اگر 55 میلیون نفر به آن تصمیم رای بدهند آن کار انجام شدنی خواهد بود!

اما به اذعان همه، عمده آنچه که برای استمرار یک سازمان یا یک جامعه ضروری است -پس از آنکه مراحل تاسیس خود را پشت سر گذاشت- پذیرفتن همکاری حداکثری است. جامعه با همه اختلافات سلیقه و فکر، می تواند با بپذیرفتن و پایبندی به الزامات یک حرکت و کار جمعی، غالب آنچه یک جامعه نیاز دارد را برای خود تامین کند. این «پذیرفتن و پایبندی به الزامات...» که گفتم، همان چیزی است که در ادبیات مدرن از آن با عنوان «خرد جمعی» یاد می شود. خرد جمعی یک ابزار حداقلی است. حداقلی می گویم، از آنجایی که بوسیله آن جوامع انسانی را که پر از تفاوت سلیقه است و از جهت جامعه­شناسی معرفت، امکان به وحدت رساندن اندیشه­ها در آن محال ممکن است را ضامن حداکثر همکاری باشد و بس! از این جهت خرد جمعی همان «سیره عقلاء» در ادبیات سنتی فقه و حقوق اسلامی است ضامن جلوگیری از «اخلال در نظام» و نظم اجتماعی است. نظم اجتماعی ولو با چماق هم محقق می شود اما خرد جمعی می خواهد این ضمانت را با نرم ترین و آرام ترین شکل ممکن به انجام برساند.

انتخابات یک تکنیک است برای ساختن جامعه بر اساس خرد جمعی. در انتخاب های مهم سیره بر این است که 50% +1 رای از آراء ماخوذه برای پیدا کردن سَمتی که خرد جمعی به سوی آن رفته است را ملاک می گیرند تا فرد انتخاب شده بتواند قدرت چانه زنی اجتماعی خود را بیشتر از دقیبش قلمداد کند. چانه زنی که ضامن عمل به دستورات و تصمیمات او خواهد بود. اما با تمام این اوصاف هیچ وقت فرد انتخاب شده به این سبک، نمی تواند مدعی شود که من باید در دل همه محبوب باشم و یا آنکه همه به نحوی که من فکر می کنم باید فکر کنند. البته روشن است که می تواند و حق دارد و از سوی او قابل پیگیری است که همه او را کمک کنند، و در انجام تکالیفش با او تعاون داشته باشند.


این روزها زیاد می شونم که روحانی رئیس جمهور ماست و ما باید رئیس جمهور کشورمان، چون رئیس جمهور ایران است و رئیس جمهور ما محسوب می شود را دوست داشته باشیم. این جمله برایم خیلی عجیب است. دوست داشتن و پسندیدن مدیر یک سازمان هیچ ضرورتی ندارد، اگرچه همه کارمندان آن سازمان موظف هستند که او را کاملا کمک کنند و نظر او را در درون سازمان به هر نحو که شده- پیاده کنند، اما لزومی ندارد که او را بسپندند و یا حتی پارادایم اندیشه­ای او را نیز پذیرفته باشند.

خیلی شفاف بگویم، من دکتر روحانی را نمی­پسندم. همانطور که عده ای رئیس جمهور قبل یا قبلترش را نمی پسندیدند. هیچ افق روشنی هم برای اینکه ایشان را دوست داشته باشم نه در او و نه در خودم نمی بینم. خیلی هم شفاف این را می گویم که علاقه ای هم ندارم که ایشان را روزی بپسندم. باید بتوانم به او هم کمک کنم، اما از خودم بدم خواهد آمد اگر یک روزی حسن روحانی را بپسندم! این حقی است که همان عقلایی که دموکراسی را آوردند به ما دادند که کسی که منتخب ملت است را بپذیریم و به او کمک کنیم اما سلایق و پسندهای خودمان را حفظ کنیم. نمی دانم چرا این روزها عده ای دائما می گویند که «بالاخره او رئیس جمهور تو شده است. آدم باید رئیس جمهور کشورش را دوست داشته باشد!» من به پسند های خودم دل بسته ام. دوست دارم که آنها را روزی دیگر در مسند مدیریت کشور خودم ببینم. من دلبستگی ها و بینش فکری خودم را خیلی می­پسندم و دوست ندارم پسندم را عوض کنم. کسی که پسندش را به این سادگی هر 4 سال یا 8 سال یکبار عوض می کند، عوض کند، همان آدمی است که به زبان ضرب المثل به او می گویند «دم دمی مزاج» هستند. من دم دمی مزاج نیستم. اما بخاطر کشورم و افقش و اینده اش و آرزوهای مشترکی که برای اینده این کشور داریم، به دکتر روحانی کمک خواهم کرد و سعی خواهم کرد که دوستان او من را «همکار» خود در پیشبرد کشور بدانند. چیزی بیشتر از این از من توقع نداشته باشید. همین!


نوشته شده در : 1392/05/13  توسط : .    نظرات() .

Can you lose weight by doing yoga?
1396/05/16 01:04 ب.ظ
Hi there to all, how is everything, I think every one is getting more from this website, and your
views are fastidious for new viewers.
http://jacqualinekulig.weebly.com/
1396/05/6 08:15 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation however I
in finding this matter to be really something that I believe I'd by no means understand.
It seems too complex and very broad for me. I am looking ahead to your next post,
I'll try to get the hang of it!
manicure
1396/01/9 09:08 ب.ظ
I enjoy, cause I found just what I used to be taking a look for.

You have ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a great day.
Bye
فریبا
1394/03/15 10:25 ب.ظ
ازعکساتون کپى مى کنم
حق
1392/06/4 06:31 ب.ظ
سلام
خدا قوت
قسمت دوم: واقعیت کوروش
منتظر دیدگاه های ارزشمندتون هستم
آشنا
1392/05/31 06:09 ب.ظ
آخه چطوری کمکش کنیم وقتی در حقیقت ایشون با تمام توان خودش رو در تقابل با ما و اندیشه ما نشون میده
بابا جون وقتی دوستمون نداره و این رو همه اش اعلام میکنه میشه به زور خودمون رو تحمیل کنیم؟
واااااااااااااالااااااااا
راضیه ملکیان
1392/05/25 01:12 ب.ظ
فرمایشتونمتین اما متاسفانه گاهی خیلی سخته به کسی که دوستش نداریم کمک کنیم یا حتی براش ارزوی موفقیت داشته باشیم.
اعوذبالله من همزات الشیاطین!
لینکدین
1392/05/14 04:05 ب.ظ
با سلام
مطلب شما در لینکدین کار شد.
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر